به گزارش ویدئوخبر، علینقی وزیری ۹ مهر ۱۲۶۵ در تهران به دنیا آمد. آشنایی جدی او با موسیقی از دوران نوجوانی و در زمانی آغاز شد که همراه پدرش در گرگان زندگی میکرد.
وزیری بعدها در گفتوگو با محمدرضا لطفی درباره آن دوران گفته بود که در ۱۴سالگی در گرگان با شیپور آشنا شد و دو سال به نواختن آن پرداخت. به گفته خودش، این تجربه باعث شد حساسیت زیادی نسبت به صدا، کوک و هماهنگی میان نتها پیدا کند.
او پس از بازگشت به تهران، نوازندگی تار را آغاز کرد و نخستین آموزشهای خود را از داییاش دریافت کرد. علاقه او به موسیقی خیلی زود به یادگیری نت و موسیقی غربی نیز گسترش یافت.
وزیری در ادامه مسیر خود سازهای دیگری مانند ویولن، سنتور و ماندولین را نیز تجربه کرد. آشنایی او با موسیقی غربی تنها به نوازندگی محدود نماند و به مطالعه نظریه موسیقی و شیوههای آموزشی نیز کشیده شد.
یکی از تجربههای مهم او در این دوره، آشنایی با یک کشیش فرانسوی و نوازنده پیانو در مدرسه سنلوئی تهران بود. این آشنایی به وزیری امکان داد با مباحث نظری موسیقی و موسیقی مذهبی غرب بیشتر آشنا شود.
وزیری بعدها درباره این تجربه گفته بود که هنگامی که یکی از قطعاتش را در اختیار آن کشیش قرار داد و چند نفر توانستند آن را از روی نت اجرا کنند، متوجه اهمیت روش علمی در موسیقی شد.
وزیری در اواخر سال ۱۹۱۸ میلادی به فرانسه رفت و در پاریس به تحصیل موسیقی پرداخت. او در ادامه در آلمان نیز آموزش خود را دنبال کرد و با مباحث آهنگسازی، هارمونی، کنترپوان و آموزش موسیقی آشنا شد. این دوره نقش مهمی در شکلگیری دیدگاه او درباره ضرورت تحول آموزش موسیقی ایران داشت.
وزیری در سال ۱۹۲۳ به ایران بازگشت و تصمیم گرفت دانش بهدستآمده از موسیقی غرب را در آموزش و گسترش موسیقی ایرانی به کار گیرد.
او در سال ۱۹۲۴ مدرسه عالی موسیقی را در تهران راهاندازی کرد. در این مدرسه، علاوه بر سازهای ایرانی و غربی، موضوعاتی مانند نتخوانی، سلفژ، هارمونی و مباحث نظری موسیقی نیز آموزش داده میشد. از نخستین شاگردان این مدرسه میتوان به روحالله خالقی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی اشاره کرد.
یکی دیگر از حوزههای مورد توجه علینقی وزیری، شعر و هنرهای دیگر بود. او درباره شعر نو نیز مطالعه میکرد و این مطالعات را بخشی از علایق هنری خود میدانست.
وزیری در گفتوگو با محمدرضا لطفی درباره این موضوع گفته بود:
«این مطالعه ذوقی است؛ ذوق خودم است. بهطوری که من از هر چیزی که خوشم آمده، با آن آشنا شدم و بعد، خوردخورد، خودم هم وارد شدم به کموکیف این شعر نو.»
او تعداد شاعران شعر نو را بسیار زیاد میدانست و معتقد بود در میان شاعران شناختهشده و ناشناس، آثار ارزشمند زیادی وجود دارد.
وزیری در عین حال تأکید داشت که سنت هنری نباید مانع شکلگیری فرمهای تازه شود. به باور او، آثار ارزشمند گذشته جایگاه خود را حفظ میکنند، اما این موضوع به معنای تکرار دائمی همان شیوهها نیست.
او در همین زمینه گفته بود:
«فرمهایی که در هنر پیدا میشود تمامی ندارد، پیوسته است. نمیشود گفت که سنت باید مانع اینها باشد.»
وزیری موسیقی ایران را دارای ظرفیت گستردهای میدانست و محدودیتهای موجود را بیشتر ناشی از شیوه استفاده از این ظرفیتها میدانست.
او در گفتوگویی با محمدرضا لطفی گفته بود:
«موسیقی ایران محدودیت ندارد؛ بسیار وسیع و غنی است. منتها مسئله این است که این وسعت و غنا باید به دست آدمهای خوب و آگاه بیفتد.»
او معتقد بود شناخت ناقص از سازها و فقدان آموزش مناسب میتواند ظرفیتهای موسیقی را محدود کند. وزیری همچنین هشدار داده بود که بیتوجهی به میراث موسیقایی کشور ممکن است بخشی از این امکانات را از میان ببرد.
این نگاه با رویکرد کلی او در موسیقی نیز همخوان بود؛ وزیری به دنبال آن بود که موسیقی ایرانی با استفاده از دانش نظری و شیوههای تازه آهنگسازی و آموزش، امکان تجربه و گسترش بیشتری پیدا کند.
کلنل وزیری در بخشی دیگر از این گفتوگو، جوانان را از شیفتگی بیش از اندازه به ظواهر و زرقوبرق موسیقی برحذر داشته بود.
او در اینباره گفته بود:
«جوانها هم بایستی از یک شورِ اسنوبیسم پرهیز کنند. این چیزی است که در سن جوانی خیلی پیش میآید، زرقوبرق آدم را میرباید.»
از نگاه وزیری، پیشرفت موسیقی ایران باید همزمان با رشد فرهنگی و تمدنی جامعه اتفاق بیفتد. او اعتقاد داشت موسیقی ایران زمانی میتواند جایگاه مهمتری پیدا کند که از مرزهای کشور فراتر برود و بتواند برای دیگر ملتها نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.
اهمیت وزیری تنها به آهنگسازی و نوازندگی محدود نبود. او در زمینه آموزش، نظریه موسیقی و نهادسازی نیز فعالیت کرد و از مهمترین چهرههای جریان تحول موسیقی ایران در قرن چهاردهم شمسی بود.
او در دوره فعالیت خود تلاش کرد نتنویسی، آموزش نظاممند و مطالعه نظری موسیقی در ایران گسترش پیدا کند. دیدگاههای او درباره ساختار موسیقی ایرانی نیز در زمان خود بحثهای فراوانی ایجاد کرد و با مخالفت برخی از موسیقیدانان سنتی روبهرو شد.
با این حال، تأثیر او بر نسلهای بعدی موسیقی ایران انکارناپذیر است. شاگردان و پیروانش بخش مهمی از جریان موسیقی علمی و آموزشی ایران را در دهههای بعد شکل دادند.
علینقی وزیری ۱۸ شهریور ۱۳۵۸ در تهران درگذشت؛ ۴۷ سال پس از درگذشت او، نامش همچنان با تحول آموزش، نظریهپردازی و آهنگسازی در موسیقی ایران گره خورده است.