پرویز تناولی، مجسمهساز، نقاش، پژوهشگر و نویسنده ایرانی، در سال ۱۳۱۶ در تهران متولد شد. او از چهرههای مهم هنر نوگرای ایران و از بنیانگذاران مکتب سقاخانه به شمار میرود؛ جریانی که در دهه ۱۳۴۰ تلاش کرد عناصر هنر عامه و سنتهای بصری ایران را با زبان هنر مدرن پیوند دهد.
به گزارش ویدئوخبر، تناولی تحصیلات هنری خود را در مدرسه هنرهای زیبای تهران دنبال کرد و در سال ۱۳۳۵ فارغالتحصیل شد. او پس از آن برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و در آکادمی هنرهای زیبای کارارا به تحصیل پرداخت. سپس در آکادمی بررا در میلان، زیر نظر مجسمهساز ایتالیایی ماریانو مارینی، به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۹۵۹ فارغالتحصیل شد.
تناولی پس از بازگشت به ایران در سال ۱۹۶۰ به تدریس مجسمهسازی در دانشکده هنرهای تزئینی تهران پرداخت. او همچنین بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳ در کالج هنر و طراحی مینیاپولیس در آمریکا تدریس کرد و پس از بازگشت به ایران، در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. تناولی در نهایت ریاست بخش مجسمهسازی دانشگاه تهران را بر عهده گرفت و تا سال ۱۹۷۹ در این جایگاه فعالیت کرد.
تناولی یکی از چهرههای اصلی و از بنیانگذاران مکتب سقاخانه بود؛ جریانی که در هنر نوگرای ایران شکل گرفت و هنرمندان آن از عناصر هنر عامه، خوشنویسی، اشیای مذهبی و نشانههای فرهنگی ایران در آثار خود استفاده میکردند. موزه متروپولیتن این جریان را حاصل تلاقی شیوههای هنری معاصر با سنتهای هنر عامه ایران معرفی میکند.
در آثار تناولی نیز استفاده از نشانهها و عناصر فرهنگی ایران جایگاه مهمی دارد. قفل، شیر، شاعر، فرهاد و «هیچ» از جمله موضوعات و مجموعههایی هستند که در طول فعالیت هنری او بارها تکرار شدهاند. او همچنین در کنار مجسمهسازی، به نقاشی، چاپ و پژوهش درباره هنرها و صنایعدستی ایران پرداخت.
یکی از مشهورترین مجموعههای آثار پرویز تناولی، مجموعه «هیچ» است. او از اوایل دهه ۱۹۶۰ ساخت این آثار را آغاز کرد و واژه فارسی «هیچ» را به یک فرم سهبعدی تبدیل کرد. این واژه در آثار او گاهی به شکل پیکرهای انسانوار، روی صندلی یا درون قفس ظاهر میشود.
«هیچ» در آثار تناولی تنها یک بازی فرمی با واژه فارسی نیست. موزه متروپولیتن این مجموعه را با شعر عرفانی مولانا و باور صوفیانه به آفرینش همهچیز از «هیچ» مرتبط میداند. به این ترتیب، یک واژه ساده در آثار تناولی به بستری برای بیان مفاهیم فلسفی، عرفانی و فرهنگی تبدیل میشود.

ارتباط تناولی با فرهنگ ایران تنها به استفاده از نمادهای سنتی محدود نمیشود. او پژوهشهای گستردهای درباره هنرهای سنتی و صنایعدستی ایران انجام داده و درباره موضوعاتی مانند فرش، قفلهای سنتی و هنرهای بومی ایران نوشته است. موزه بریتانیا نیز از او بهعنوان هنرمند، معلم، پژوهشگر و نویسنده یاد میکند و به پژوهشهای او درباره قفلها و هنرهای سنتی ایران اشاره دارد.
ادبیات فارسی نیز بخش مهمی از آثار تناولی را تشکیل میدهد. در نقشبرجسته «شاعران ایران و شیر ایرانی»، شش شاعر بزرگ فارسیزبان، یعنی فردوسی، خیام، نظامی، مولانا، سعدی و حافظ، در کنار نماد شیر به تصویر کشیده شدهاند. این اثر در مجموعه موزه متروپولیتن قرار دارد.
آثار پرویز تناولی در مجموعهها و نمایشگاههای متعددی در ایران و خارج از کشور ارائه شدهاند. موزه متروپولیتن نیویورک، موزه بریتانیا و موزه آقاخان از جمله نهادهایی هستند که آثار او را در مجموعههای خود دارند. آثار تناولی همچنین در مکانهایی مانند تیت مدرن و موزه هنر مدرن وین به نمایش درآمدهاند.
موزه متروپولیتن چندین اثر از تناولی را در مجموعه خود نگهداری میکند؛ از جمله مجسمه «شاعر در حال تبدیل شدن به هیچ» که در سال ۲۰۰۷ ساخته شده است. این موزه تناولی را یکی از بنیانگذاران مکتب سقاخانه معرفی میکند.
پرویز تناولی از سال ۱۹۸۹ در ونکوور زندگی و فعالیت دارد و همچنان با تهران نیز در ارتباط است. وبسایت رسمی او نیز زندگی و فعالیتش میان تهران و ونکوور را تأیید میکند.

تناولی در طول چند دهه فعالیت خود علاوه بر مجسمهسازی، در زمینه نقاشی، پژوهش، نویسندگی و گردآوری آثار مرتبط با فرهنگ و هنر ایران فعالیت کرده است. مجموعه آثار او نشان میدهد که برای تناولی، مجسمهسازی مدرن تنها یک زبان بصری غربی نبوده، بلکه راهی برای بازخوانی واژهها، نمادها، ادبیات و اشیای فرهنگی ایران نیز بوده است.
در نهایت، اهمیت پرویز تناولی را میتوان در تلاش او برای ایجاد پیوند میان هنر مدرن و میراث فرهنگی ایران جستوجو کرد؛ رویکردی که در آثاری مانند «هیچ»، «قفل»، «شاعر» و «شیر» نمود پیدا کرده و جایگاه او را در تاریخ هنر نوگرای ایران تثبیت کرده است.