به گزارش ویدئوخبر، رضا براهنی ۲۱ آذر ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز آغاز کرد و سپس برای ادامه تحصیل به ترکیه رفت و دکترای ادبیات انگلیسی را از دانشگاه استانبول دریافت کرد.
براهنی پس از بازگشت به ایران، به تدریس ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران پرداخت و از اوایل دهه ۱۳۴۰ فعالیت جدی خود را در حوزه نقد ادبی آغاز کرد. مقالهها و نوشتههای انتقادی او در نشریاتی از جمله «فردوسی» منتشر میشد و بهتدریج نام او را به یکی از چهرههای شناختهشده نقد ادبی معاصر تبدیل کرد.
یکی از مهمترین آثار رضا براهنی در حوزه نقد ادبی، مجموعه سهجلدی «طلا در مس» است. این مجموعه بخش مهمی از نوشتههای انتقادی او درباره شعر کلاسیک و نو فارسی را دربرمیگیرد.
براهنی در نقدهای خود تنها به بررسی آثار ادبی بسنده نمیکرد و درباره زبان، فرم، ساختار، روایت و رابطه ادبیات با جامعه نیز بحث میکرد. «قصهنویسی»، «کیمیا و خاک» و «تاریخ مذکر» از دیگر آثار نظری و انتقادی او هستند که نگاه خاصش به ادبیات را نشان میدهند.
او همچنین در فعالیتهای جمعی نویسندگان حضور داشت و از چهرههای مرتبط با شکلگیری کانون نویسندگان ایران در دهه ۱۳۴۰ بود. فعالیتهای ادبی و اجتماعی براهنی در سالهای بعد ادامه یافت و در سال ۱۳۵۱ نیز بازداشت و مدتی زندانی شد.
براهنی فعالیت جدی خود در شعر را از دهه ۱۳۴۰ دنبال کرد. نخستین مجموعه شعر او، «آهوان باغ»، در سال ۱۳۴۱ منتشر شد و پس از آن آثاری مانند «جنگل و شهر»، «شبی از نیمروز»، «مصیبتی زیر آفتاب» و «گل بر گستره ماه» به چاپ رسیدند.
شعر براهنی در طول سالهای فعالیتش دستخوش تغییر شد. او بهتدریج از قالبهای آشناتر شعر نو فاصله گرفت و به تجربههای تازهای در زبان و ساختار شعر روی آورد. این رویکرد در آثاری مانند «خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» نمود بیشتری پیدا کرد.
در شعرهای متأخر او، زبان تنها وسیله انتقال معنا نیست؛ بلکه خود به موضوعی برای تجربه تبدیل میشود. بازی با ساختار جمله، تکرار، موسیقی واژهها و برهمزدن روابط معمول میان کلمات، بخشی از ویژگیهای این دوره از شعر براهنی است.
براهنی در داستاننویسی و رمان نیز به تجربههای تازه روی آورد. «آواز کشتگان»، «رازهای سرزمین من»، «آزادهخانم و نویسندهاش»، «روزگار دوزخی آقای ایاز» و «چاه به چاه» از مهمترین آثار داستانی او به شمار میروند.
در بسیاری از این آثار، روایت خطی و ساده جای خود را به ساختارهایی پیچیدهتر میدهد و موضوعاتی مانند تاریخ، قدرت، خشونت، هویت و تجربه فردی درهم تنیده میشوند.
«رازهای سرزمین من» یکی از شناختهشدهترین رمانهای براهنی است که در آن تاریخ و فضای سیاسی ـ اجتماعی ایران با روایتهای شخصی و ادبی درهم میآمیزد. او در داستاننویسی نیز مانند شعر، اهمیت زیادی برای فرم و زبان قائل بود و از الگوهای متعارف روایت فاصله میگرفت.
براهنی در دهه ۱۳۵۰ برای تدریس و سخنرانی به آمریکا رفت و در چند مرکز دانشگاهی به تدریس ادبیات پرداخت. پس از انقلاب نیز مدتی در ایران ماند و فعالیت ادبی خود را ادامه داد، اما در نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ به کانادا مهاجرت کرد و در تورنتو ساکن شد.
او در کانادا نیز فعالیت دانشگاهی خود را ادامه داد و در دانشگاه تورنتو در حوزه ادبیات تطبیقی تدریس کرد. براهنی همچنین مدتی ریاست انجمن قلم کانادا را بر عهده داشت و در کنار فعالیت دانشگاهی، همچنان به نوشتن شعر، داستان و نقد ادبی ادامه داد.
رضا براهنی در سه حوزه اصلی شعر، داستان و نقد ادبی فعالیت کرد و در هر سه زمینه آثاری بحثبرانگیز و تأثیرگذار بر جای گذاشت. اهمیت او تنها به تعداد یا گستره آثارش محدود نمیشود؛ بلکه در تلاشی که برای بازاندیشی در زبان، فرم ادبی، نقد و ساختار روایت داشت نیز قابل مشاهده است.
براهنی از نویسندگانی بود که ادبیات را صرفاً وسیلهای برای داستانگویی یا بیان احساسات نمیدانست. او درباره خودِ زبان، سازوکار ادبیات و نسبت آن با جامعه پرسش میکرد و همین رویکرد، جایگاه او را در جریانهای تجربهگرای شعر و داستان فارسی تثبیت کرد.
رضا براهنی ۵ فروردین ۱۴۰۱ در ۸۶سالگی در تورنتو درگذشت. از او مجموعه گستردهای از شعر، رمان، داستان، نقد ادبی و نوشتههای نظری باقی مانده است؛ آثاری که همچنان در بحث درباره تحولات ادبیات معاصر فارسی مورد توجه قرار میگیرند.