به گزارش ویدئوخبر، نام پروانه اعتمادی در هنر معاصر ایران با استقلال، تجربهگرایی و نگاه متفاوت به زندگی گره خورده است. هنرمندی که هرگز خود را در چارچوب یک سبک یا جریان مشخص محدود نکرد و طی بیش از پنج دهه فعالیت، از نقاشی انتزاعی تا فیگوراتیو، از سیمان و چوب تا مدادرنگی و کلاژ، همواره در جستوجوی زبانی شخصی برای بیان جهان درونی خود بود.
پروانه اعتمادی در سال ۱۳۲۶ متولد شد و دوران نوجوانی را در مدرسه شاهدخت گذراند؛ جایی که حضور جلال آلاحمد به عنوان معلم، مسیر زندگی او را تغییر داد. آلاحمد استعداد او را تشخیص داد و برای آموزش نقاشی، وی را به بهمن محصص معرفی کرد.
هرچند کلاسهای محصص تنها چند ماه ادامه داشت، اما همین دوره کوتاه نگاه اعتمادی به هنر مدرن را شکل داد و او را با مفاهیم تازهای در نقاشی آشنا کرد.
اعتمادی پس از ورود به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، خیلی زود دریافت که مسیر هنریاش با فضای آموزشی دانشگاه همسو نیست و تحصیل را نیمهکاره رها کرد.
همزمان با ازدواج با رویین پاکباز، پژوهشگر و مورخ هنر، به جمع هنرمندان تالار قندریز پیوست؛ یکی از مهمترین مراکز هنر نوگرای ایران در دهه ۴۰.
نخستین آثار او تحت تأثیر گرایشهای انتزاعی خلق شدند، اما خیلی زود به این نتیجه رسید که روایت زندگی و اشیای پیرامونش برای او اهمیت بیشتری دارد.
پروانه اعتمادی برخلاف بسیاری از همنسلانش، بطریها، صندلیها، ظرفها و وسایل ساده خانه را به موضوع اصلی نقاشیهای خود تبدیل کرد.
او معتقد بود نزدیکترین عناصر زندگی روزمره، ظرفیت روایت عمیقی از احساسات انسان را دارند و همین نگاه باعث شد آثارش به سرعت مورد توجه منتقدان قرار گیرد.
نخستین نمایشگاه انفرادی او در سال ۱۳۴۷ در تالار قندریز برگزار شد و تحسین منتقدان را برانگیخت. کریم امامی، منتقد سرشناس، همان زمان آینده درخشانی را برای این هنرمند پیشبینی کرد.
یکی از ویژگیهای مهم آثار اعتمادی، فاصله گرفتن از بومهای متداول نقاشی بود. او سالها روی صفحات سیمانی، چوب و سطوح سخت نقاشی کرد؛ انتخابی که ریشه در علاقه او به دیوارنگارهها، سفال و معماری ایرانی داشت.
در اوج موفقیت، اعتمادی برای مدتی نقاشی را کنار گذاشت و به تحصیل عکاسی در لندن پرداخت.
او پس از چند سال تجربه در عکاسی و سفر به هند، دوباره به نقاشی بازگشت؛ زیرا معتقد بود تنها نقاشی میتواند جهان ذهنیاش را به تصویر بکشد.
دهه ۶۰ را بسیاری از منتقدان، دوران شکوفایی آثار پروانه اعتمادی میدانند.
او در این سالها با مدادرنگی روی کاغذ مجموعههایی خلق کرد که فضای جنگ، فقدان و تنهایی در آنها حضوری پررنگ داشت.
مجموعه «یادگارها» با تصویر صندلیهای خالی، کولهپشتیها و لباسهای بیصاحب، یادبودی برای جوانانی بود که در جنگ ایران و عراق جان خود را از دست دادند.
در سالهای پایانی فعالیت هنری، مجموعه «ماهیهای بیرون از آب» به یکی از مهمترین آثار او تبدیل شد.
منتقدان این ماهیها را استعارهای از خود هنرمند میدانند؛ موجوداتی معلق میان زندگی و مرگ که احساس فاصله با جهان پیرامون را روایت میکنند.
پروانه اعتمادی هرگز آثار خود را مطابق سلیقه بازار خلق نکرد، اما بازار هنر نیز در نهایت ارزش آثار او را به رسمیت شناخت.
از سال ۱۳۸۸ تاکنون دهها اثر از او در حراجهای داخلی و بینالمللی عرضه شده و بخش عمده آنها با استقبال مجموعهداران به فروش رسیده است.
پروانه اعتمادی در نخستین روزهای سال ۱۴۰۴ درگذشت، اما آثار او همچنان در مهمترین موزهها، گالریها و مجموعههای خصوصی ایران و جهان نگهداری میشود.
او هنرمندی بود که ثابت کرد برای خلق اثری ماندگار، نیازی به سوژههای پرزرقوبرق نیست؛ گاهی یک بطری، یک صندلی یا یک ماهی میتواند روایتگر عمیقترین احساسات انسانی باشد.