به گزارش ویدئوخبر، پرویز شاپور از چهرههای تأثیرگذار طنز معاصر ایران بود؛ نویسندهای که با جملههای کوتاه، بازیهای زبانی و نگاه شاعرانه به زندگی، قالبی متفاوت در ادبیات طنز فارسی شکل داد. نام او بیش از هر چیز با «کاریکلماتور» گره خورده است؛ نوشتههایی کوتاه که با کمترین کلمات، تصویری طنزآمیز و گاه شاعرانه از جهان اطراف ارائه میکنند.
شاپور همچنین به دلیل ازدواج با فروغ فرخزاد شناخته میشود، اما فعالیت ادبی او مسیری مستقل داشت و آثارش در طول چند دهه، جایگاه ویژهای در طنز و ادبیات معاصر ایران پیدا کرد.
پرویز شاپور سال ۱۳۰۲ در قم متولد شد و در رشته اقتصاد تحصیل کرد. او مدتی در وزارت دارایی مشغول به کار بود، اما در کنار فعالیت اداری، نوشتن را نیز دنبال میکرد.
فعالیت مطبوعاتی شاپور از روزنامههای محلی خوزستان آغاز شد. او از سال ۱۳۳۷ با استفاده از نامهای مستعار «کامی»، «کامیار» و «مهدخت» برای مجله توفیق مطلب مینوشت.
شاپور بعدها با نشریه «خوشه» به سردبیری احمد شاملو همکاری کرد. شاملو نوشتههای کوتاه و متفاوت او را با عنوان «کاریکلماتور» منتشر کرد؛ عنوانی که بعدها به نام این شیوه نوشتاری تبدیل شد.
پرویز شاپور و فروغ فرخزاد نسبت خانوادگی نیز داشتند. مادر شاپور و مادر فروغ دخترخاله بودند و رفتوآمدهای خانوادگی در نهایت به ازدواج این دو در سال ۱۳۲۹ منجر شد.
زندگی مشترک آنها در ادامه به اهواز کشیده شد. کامیار، تنها فرزند این زوج، ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ متولد شد. فروغ در برخی اشعار خود از او یاد کرده و شاپور نیز از نام «کامی» برای اشاره به فرزندش استفاده میکرد.
این زندگی مشترک اما در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. شاپور پس از جدایی دیگر ازدواج نکرد و سالهای پایانی زندگی خود را همراه با پسرش کامیار و برادرش خسرو در خانهای قدیمی سپری کرد.
آنچه نام پرویز شاپور را در تاریخ طنز معاصر ایران ماندگار کرد، کاریکلماتورهای اوست. در این نوشتهها، شاپور تلاش میکرد با استفاده از کوتاهترین جمله و کمترین تعداد کلمات، تصویری تازه و گاه غیرمنتظره از یک موضوع بسازد.
عمران صلاحی درباره شیوه کار شاپور معتقد بود او با کوتاهترین خط و کوتاهترین کلمه، بیشترین تأثیر را ایجاد میکند. به باور صلاحی، کاریکلماتورهای شاپور ترکیبی از طنز، تصویرسازی و نگاه شاعرانه بودند و دنیایی متفاوت را پیش روی مخاطب قرار میدادند.
شاپور نیز درباره مسیر کاری خود گفته بود که به جای رفتن به سمت داستاننویسی، ترجیح داده است روی بازی با کلمات و شیوه خاص خودش تمرکز کند.
فعالیت هنری پرویز شاپور تنها به نوشتههای کوتاه محدود نبود. او در زمینه طراحی و تصویرسازی نیز فعالیت داشت و بخشی از آثارش با موضوع موش و گربه شکل گرفت.
شاپور درباره علاقهاش به گربهها و تأثیر آنها بر آثارش نیز صحبت کرده بود. او همچنین با تشویق اردشیر محصص، کاریکاتوریست شناختهشده ایرانی، فعالیت جدیتری را در زمینه طراحی آغاز کرد.
یکی از آثار مهم او در این زمینه، تصویرسازی کتاب «موش و گربه» عبید زاکانی بود. «فانتزی سنجاق قفلی» نیز از دیگر آثار شناختهشده شاپور است که علاقه او به اشیا و تبدیل آنها به سوژههای طنزآمیز و تصویری را نشان میدهد.
مجموعه هشتجلدی کاریکلماتورهای پرویز شاپور در سال ۱۳۸۶ در قالب کتابی با عنوان «قلبم را با قلبت میزان میکنم» منتشر شد.
از دیگر آثار او میتوان به «فانتزی سنجاق قفلی»، «تفریحنامه» و تصویرسازی کتاب «موش و گربه» عبید زاکانی اشاره کرد.
همچنین مجموعهای از نامههای فروغ فرخزاد به پرویز شاپور و یادداشتهای شاپور در حاشیه برخی از این نامهها با عنوان «اولین تپشهای عاشقانه قلبم» به کوشش عمران صلاحی و کامیار شاپور منتشر شده است.
پرویز شاپور در سالهای پایانی عمر همچنان به فعالیتهای ادبی و هنری خود ادامه داد. او ششم تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان عیوضزاده تهران بستری شد و سرانجام ۱۵ مرداد همان سال در ۷۶ سالگی درگذشت.
میراث شاپور اما با مرگ او پایان نیافت. کاریکلماتورهایش همچنان بخشی از تاریخ طنز معاصر ایران محسوب میشوند و شیوه خاص او در ترکیب طنز، تصویر و بازی با کلمات، بر نسلهای بعدی نویسندگان و طنزنویسان تأثیر گذاشته است.