به گزارش ویدئوخبر، لیلی کینگ، رماننویس تحسینشده آمریکایی که امسال در فهرست نامزدهای نهایی جایزه ادبیات زنان برای رمان «دل، عاشق» قرار گرفته است، در گفتوگویی تازه با گاردین، نگاهی عمیق به دنیای ادبیات و تأثیر آن بر مسیر نویسندگیاش انداخته است. او از کتابهایی میگوید که الهامبخش او بودهاند و آثاری که در ابتدا از آنها بیزار بوده اما بعدها به آنها عشق ورزیده است.
نخستین خاطره لیلی کینگ از کتابخوانی به دوران کودکی بازمیگردد، زمانی که مادرش شبها برای او کتاب «لوکوموتیو کوچکی که توانست» را میخواند. این داستان قطار شجاعی که از کوه عبور کرد، حتی پس از اینکه خودش توانست آن را بخواند، همچنان هیجانانگیز بود و تصویری ماندگار در ذهن او بر جای گذاشت. این تجربه در حدود چهار سالگی رخ داد.
در دوران رشد، لیلی کینگ شیفته آثار جودی بلوم بود. کتاب «این پایان جهان نیست» (Here and Now and Then) از بلوم، که ماجرای طلاق والدین یک دختر ۱۲ ساله را از زاویه اول شخص روایت میکند، تأثیر شگرفی بر او گذاشت. کینگ میگوید این کتاب، اولین اثری بود که او را به فکر نویسنده شدن انداخت. دیالوگهای بامزه و نیشدار کتاب، برای او بسیار جذاب بود.
خواندن مجموعه داستان کوتاه «Winesburg, Ohio» اثر شروود اندرسون در سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی، نقطه عطفی دیگر در مسیر ادبی کینگ بود. او که خود در شهری کوچک زندگی میکرد و رفتارهای عجیب پیرامونش را مشاهده میکرد، با شخصیت «جورج ویلارد» همذاتپنداری عمیقی پیدا کرد. این کتاب، حسرت فرار و تمایل به نویسندگی را در او تقویت کرد و او را متقاعد ساخت که آرزوی نویسنده شدن، امری طبیعی و قابلتحقق است.
دوران تحصیل در رشته نویسندگی خلاق، نقطه تلاقی دو تأثیر مهم بر سبک نگارش لیلی کینگ بود: آشنایی با دوستش لورا مکنیل و کشف آثار ویرجینیا وولف. نوشتههای این دو زن، که هر دو به صدای منحصربهفرد و مینیمالیسم در داستانکوتاه شهرت دارند، نگرش کینگ به نوشتن را متحول کرد.
یکی از جذابترین بخشهای مصاحبه، اعتراف لیلی کینگ به تنفر اولیه از شاهکار جین آستن، «غرور و تعصب» (Pride and Prejudice) است. او در ۱۶ سالگی نتوانست بیش از ۲۰ صفحه اول این کتاب را بخواند. اما زمانی که در دوران دلشکستگی دوباره به سراغش رفت، نگاهش کاملاً تغییر کرد. اکنون، او یکی از طرفداران پر و پا قرص آثار جین آستن است و بارها به کتابهایی چون «ترغیب» (Persuasion) و «غرور و تعصب» بازمیگردد.
این مصاحبه نشان میدهد که مسیر نویسندگی، پر از کشف و شهود، عشقهای ادبی ناگهانی و حتی بیزارهای اولیهای است که بعدها به علاقههای عمیق بدل میشوند. لیلی کینگ با صداقت خود، ما را به سفری در میان کتابهایی میبرد که ذهن و جان یک نویسنده را شکل میدهند.